دنبال کننده ها

۱۳۹۶ خرداد ۲۰, شنبه

مدیران محصول برای دنیای دیجیتال

[ad_1]




مترجم :‌ مریم رضایی



منبع :‌ دنیای اقتصاد / مکنزی




نسخه چاپی





مدیران محصول مثل چسبی هستند که کارکردهای متعدد مربوط به یک محصول – شامل مهندسی، طراحی، رضایت مشتری، فروش، بازاریابی، عملیات، امور مالی، حقوقی و ... – را به هم متصل می‌کنند. آنها نه تنها مسوول تصمیم‌هایی هستند که در مورد محصول اتخاذ می‌شوند، بلکه بر هر جنبه از روش انجام و شروع کار تاثیر می‌گذارند. برخلاف مدیران محصول گذشته که عمدتا بر اجرای کار متمرکز بودند و عملکردشان بر اساس ارائه به‌موقع پروژه‌های مهندسی سنجیده می‌شد، مدیران محصول امروزی هر روز بیش از پیش به نوعی به مدیران‌عامل کوچک تبدیل می‌شوند. آنها شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرند، از پایگاه دانش گسترده‌ای برای اتخاذ تصمیم‌های تبادلی استفاده می‌کنند و تیم‌هایی با کارکردهای مختلف را گرد هم می‌آورند تا هماهنگی بین این کارکردهای متنوع را تضمین کنند. به علاوه، مدیریت محصول به عنوان زمینه‌ آموزشی جدیدی برای مدیران‌عامل تکنولوژی آینده ظهور می‌کند. از آنجا که تعداد شرکت‌هایی که در بخش تکنولوژی اقدام به ساخت قابلیت‌های نرم‌افزاری برای موفقیت در عصر دیجیتال می‌کنند رو به افزایش است، بسیار حیاتی است که نقش مدیریت محصول بیش از پیش جدی گرفته شود و به درستی اجرا شود.


مدیر محصولی در سطح مدیر عامل


مدیر محصول امروزی تحت تاثیر تغییرات تکنولوژی، متدولوژی‌های توسعه و روش‌های خرید مصرف‌کنندگان، باید تقریبا یک مدیرعامل کوچک باشد. این تغییرات در کنار هم دلیلی محکم هستند برای حضور یک مدیر محصول که بیشتر به فعالیت خارجی تمایل دارد و زمان کمتری را صرف نظارت بر اجرای مهندسی روزانه می‌کند و البته همچنان فرماندهی عملیات مهندسی را برعهده دارد.


داده‌ها بر همه چیز تسلط دارند: شرکت‌های امروزی گنجینه‌ای از داده‌های داخلی و خارجی را در اختیار دارند و از آن برای اتخاذ هر تصمیمی در مورد محصول استفاده می‌کنند.


برای مدیران محصول – که بیشترین دسترسی را به داده‌ها دارند – طبیعی است که نقش گسترده‌تری را بر عهده بگیرند. موفقیت محصول همچنین می‌تواند به‌طور واضح در مجموعه گسترده‌تری از معیارها (تعهد کارکنان، حفظ آنها، میزان جابه‌جایی و ...) و با بررسی بیشتر جزئیات مورد سنجش قرار بگیرد و مدیران محصول می‌توانند نفوذ زیادی داشته باشند تا بر این معیارها اثر بگذارند.


محصولات متفاوت ایجاد می‌شوند: مدیران محصول اکنون در دو جنبه مهم فعالیت دارند: یکی اینکه در مورد خروجی‌های روزانه یا هفتگی آینده برنامه‌ریزی می‌کنند و دیگر اینکه نقشه راه محصول طی 6 تا 24 ماه آینده را طراحی می‌کنند. مدیران محصول زمان زیادی صرف نوشتن ملزومات طولانی پیش رو نمی‌کنند، در عوض باید با تیم‌های مختلف همکاری نزدیک داشته باشند تا بازخورد جمع‌آوری کنند و این بازخوردها را به‌طور متناوب تکرار کنند.


پیچیده‌تر شدن محصولات و اکوسیستم‌ها: کاربرد محصولات «نرم‌افزار به عنوان خدمات» (SaaS) هر روز برای مشتریان ساده‌تر می‌شود، اما ویژگی قالبی آنها به جای توزیع یکپارچه باعث شده برای مدیر محصول پیچیده‌تر شوند. مدیران محصول این روزها باید بر مجموعه‌های چندگانه، قیمت‌گذاری‌ دینامیک، مسیرهای فروش مکمل (فروش آیتم‌های تکمیلی یک محصول به مشتری) و استراتژی‌های فروش متنوع نظارت داشته باشند. چرخه‌های عمر محصول هم هر روز پیچیده‌تر می‌شود، چون انتظارات از ویژگی‌های جدید، توسعه‌ مداوم و به‌روزرسانی‌ محصولات بعد از خرید بالا می‌رود. همزمان، ارزش اکوسیستم محیط در حال رشد است: محصولات مدرن تنها یک عامل در اکوسیستمی از خدمات و کسب‌وکارهای مرتبط هستند. این موضوع باعث تحول مسوولیت‌ها از توسعه کسب‌وکار و بازاریابی به سوی مدیریت محصول شده است. مسوولیت‌های جدید برای مدیران محصول عبارت است از: نظارت بر «رابط کاربردی برنامه‌نویسی (API)1» به عنوان یک محصول، شناسایی و مالکیت مشارکت‌های کلیدی، مدیریت اکوسیستم توسعه‌دهنده و ....


تغییرات در «پوسته اجرایی»: تیم‌های توسعه محصول علاوه‌بر توسعه‌دهندگان و تست‌کننده‌ها، مسوولان عملیات، تجزیه و تحلیل، طراحی و بازاریاب‌های محصول را شامل می‌شوند که در «پوسته اجرایی» همکاری بسیار نزدیکی با هم دارند تا سرعت و کیفیت توسعه محصول را بالا ببرند. در بسیاری از سازمان‌های نرم‌افزاری، مدل ترکیبی «توسعه-عملیات» (DevOps) عملیات انفرادی سازمانی را کنار زده و به مدیران محصول امکان داده دیدگاه‌های گسترده‌تر با کاربردهای متنوع‌تر به دست آورند و بتوانند به‌طور موثر‌تری به راه‌ حل‌های محصول دست یابند.


مصرفی‌سازیIT و نقش پررنگ طراحی


از آنجا که نرم‌افزارهای مصرفی یکپارچه و دوستدار کاربر به زندگی‌های ما نفوذ کرده‌اند، کاربران به‌طور فزاینده‌ای انتظار دارند در مورد نرم‌افزارهای بنگاهی تجربه بهتری داشته باشند. مدیر محصول مدرن باید مشتری را صمیمانه بشناسد. این یعنی به شدت درگیر معیارهای استفاده از محصول شود و به واسطه کانال‌های آنلاین، گفت‌وگوهای فردی و فعالیت‌های نامحسوس با مشتری، حس همدردی و همراهی ایجاد کند تا ببیند، بشنود و بفهمد که مردم چگونه از محصول آنها استفاده و آن را تجربه می‌کنند.


سه الگو از مدیران محصول در نقش مدیران‌عامل کوچک


سه پروفایل مشترک از الگوی مدیران‌عامل کوچک وجود دارد: تکنولوژیست‌ها، کل‌گراها و تجارت-محورها. این سه پروفایل نشان‌دهنده تمرکز اصلی (اما نه نقطه تمرکز صرف) مدیر محصول به‌عنوان مدیرعامل کوچک است. این مدیران محصول مثل هر مدیرعامل دیگری در حوزه‌های چندگانه کار می‌کنند (به عنوان مثال، انتظار می‌رود یک مدیر محصول تکنولوژیست در همه معیارهای کلیدی کسب‌وکار در صدر قرار داشته باشد). بیشتر شرکت‌های تکنولوژی امروز ترکیبی از تکنولوژیست‌ها و کل‌گراها را در اختیار دارند (شکل زیر). وقتی این سه الگو ظهور می‌کنند، نقش الگوهای دیگری مثل مدیر پروژه کمرنگ می‌شود. نقش عملیات اجرایی مهندسی این روزها در اختیار مدیرفنی یا مدیربرنامه است. این موضوع اهرم بزرگ‌تری را به‌وجود می‌آورد، به‌طوری که یک مدیر محصول در برابر 8 تا 12 مهندس قرار می‌گیرد، درحالیکه این نسبت در گذشته به شکل یک مدیر محصول در برابر 4 یا 5 مهندس متداول بوده است.


موضوعات متداول در سه الگوی موجود


در میان کلیه مدیران محصول، تمرکز جدی بر مشتری بسیار برجسته و مهم است. به‌عنوان مثال، مدیران محصول در شرکت آمازون مسوولیت نوشتن بیانیه‌های مطبوعاتی از چشم‌انداز مشتری را بر عهده دارند تا تفکر مشتری در مورد یک محصول را از نظر خودشان متبلور کنند، حتی قبل از اینکه محصول تولید شود. این بیانیه مطبوعاتی به مکانیزم تایید برای خود محصول تبدیل می‌شود. به هر حال، در شیوه برقراری ارتباط بین مدیران محصول با کاربران تفاوت‌هایی وجود دارد. درحالی که یک تکنولوژیست ممکن است برای کنفرانس‌های صنعتی زمان بگذارد و با تولیدکنندگان دیگر گفت‌وگو داشته باشد، یک کل‌گرا همان زمان را صرف گفت‌وگو با مشتریان، تیم فروش یا بررسی معیارهای استفاده از محصول می‌کند.



زمینه آموزشی جدید برای مدیران‌عامل


مدیران محصول مدرن در شرکت‌های تکنولوژی بیش از پیش مسیر مدیرعامل شدن را می‌پیمایند.سوندار پیچای، ساتیا نادلا و ماریسا میر، قبل از اینکه مدیران‌عامل گوگل، مایکروسافت و یاهو شوند،‌مدیران محصول بودند و در این نقش یاد گرفته بودند چگونه از طریق هدایت محصولات از مسیر برنامه‌ریزی به توسعه و سپس راه‌اندازی و فراتر، تیم‌ها را رهبری کنند و در آنها نفوذ داشته باشند. چنین تجربه‌ای در تکنولوژی هم ارزشمند است. ایندرا نویی، مدیرعامل شرکت پپسی، مسیر شغلی‌اش را در مدیریت محصول شروع کرد؛ از جمله نقش‌هایی که در شرکت‌های جانسون اند جانسون و شرکت نساجی متور بردسل (Mettur Beardsell) داشت. با اینکه چنین سوابقی این روزها در میان مدیران‌عامل کمتر دیده می‌شود، اما برنامه‌های چرخشی مدیریت محصول برای بسیاری از شرکت‌های تکنولوژی، برنامه‌های جدید رهبری-توسعه هستند (مثل برنامه مدیر محصول چرخشی شرکت فیس‌بوک یا برنامه چرخشی شرکت دراپ‌باکس). هرکس که مقایسه بین مدیران محصول و مدیران‌عامل را نقد می‌کند، به این نکته اشاره دارد که مدیران محصول مسوولیت مستقیم سوددهی و ضرردهی شرکت را بر عهده ندارند، بنابراین برای مدیران محصولی که جاه‌طلب هستند و می‌خواهند به سطوح ارشد مدیریتی برسند، حیاتی است که به‌سوی مسوولیت‌های مدیریت کل گام بردارند تا تجربیات‌شان را گسترده کنند.


مدیر محصول آینده


در سه تا پنج سال آینده، شاهد خواهیم بود که نقش مدیریت محصول به تدریج تکامل یابد و به سوی تمرکز عمیق‌تر بر داده و نفوذ بیشتر بر تصمیم‌هایی که به‌طور مستقیم به محصول ارتباط ندارند، حرکت کند (بدون اینکه از کاربران دور شود). مدیران محصول آینده، رهبران تجزیه و تحلیل خواهند بود و برای مسائل اساسی کمتر بر تحلیلگران متکی خواهند شد. آنها خیلی سریع قادر خواهند بود داده‌ها را بگیرند، جمع‌آوری کنند، تحلیل کنند و دیدگاه‌های خود را شکل دهند. آنها به‌زودی در به‌کارگیری مفاهیم یادگیری ماشینی و ابزارهایی که به‌طور خاص برای تکمیل تصمیم‌گیری مدیر محصول طراحی شده‌اند، خبره خواهند شد. پیش‌بینی ما این است که بیشتر مدیران محصول مدرن حداقل 30 درصد زمان خود را روی فعالیت‌های خارجی مثل سروکار داشتن با مشتریان و مشارکت با اکوسیستم‌ها صرف خواهند کرد. این درگیری‌ها فقط به محصولات مصرفی محدود نخواهد شد، چراکه با ادامه مصرفی‌سازی IT، مدیران محصول در کسب‌وکارهای بنگاه به بنگاه (B2B) به‌جای اینکه از لایه‌های متعدد فروش و واسطه‌های بازخورد به‌دست آورند، به‌طور مستقیم با مصرف‌کننده نهایی ارتباط برقرار خواهند کرد.


به‌طور مشابه، سابقه مدیران محصول آینده با این نقش تازه سازگاری پیدا خواهد کرد. دانش اولیه در علم کامپیوتر ضروری خواهد بود و تجربه و کارورزی در طراحی آن را تکمیل خواهد کرد. مدیران محصول آینده می‌دانند چگونه مدل‌های نمونه ایجاد کنند و چارچوب‌ها و APIها را اهرم کنند تا نمونه اولیه یک محصول را بسازند. مدیران محصول مسیر شغلی خود را به عنوان مهندس یا به عنوان بخشی از یک برنامه چرخشی آغاز خواهند کرد و بعد از سه تا چهار سال، به مدیری اجرایی با تخصص در مدیریت محصول تبدیل خواهند شد. جنبه کلیدی پروفایل یک مدیر محصول آینده، جابه‌جایی‌های مکرر بین محصولات و حتی شرکت‌ها است. یک مدیر محصول در یک شرکت تکنولوژی B2B پیشتاز معتقد است: «در شرکت ما، رمز موفقیت این است که دائم در حال یادگیری باشید؛ نه فقط یادگیری تکنولوژی، بلکه یادگیری مدل‌های جدید کسب‌وکار. بنابراین ما نیروهای زیادی از شرکت‌های مطرحی مثل گوگل، آمازون و VMware استخدام می‌کنیم و مدیران محصول را تشویق می‌کنیم مسوولیت چرخشی در قبال محصولات داشته باشند.»


کارکرد مدیریت محصول را بازتعریف کنید


پیشنهاد ما این است که سازمان‌ها شروع به ارزیابی قابلیت‌های مدیریت محصول خود در شش حوزه کنند: دانش اولیه در تجربه مشتری، جهت‌گیری بازار، فراست کسب‌وکار، مهارت‌های فنی، مهارت‌های نرم و حضور توانمندسازان سازمانی. شرکت‌ها معمولا تمرکز خود را بر بهترین بودن در دو یا سه حوزه قرار می‌دهند. به محض اینکه شرکتی یک مبنا برای قابلیت‌های مدیریت محصول خود ایجاد کرد، دو مسیر موازی را دنبال می‌کند: استخدام استعدادهای جدید در حوزه‌های استراتژیک و سرمایه‌گذاری در یک برنامه گسترده ایجاد قابلیت برای استعدادهای موجود.


 


پی‌نوشت:


API یک رابط نرم‌افزاری است که امکان ارتباط بین نرم‌افزارهای مختلف را در یک سیستم فراهم می‌کند.


منبع: McKinsey




[ad_2]

لینک منبع

۱۳۹۶ خرداد ۱۹, جمعه

33 عکس جالب از ارتش آمریکا

[ad_1]


تصاویر ارتش همه کشورها همیشه جذاب بوده است. مردم هم علاقه‌مند هستند تا عکس‌های جالبی از نیروهای مسلح ببینند. در آمریکا روز ارتش سال 1949 ثبت شد و حالا 33 تصویر جذاب به مناسبت این روز منتشر شده است که تماشای آنها خالی از لطف نیست.



صحبت فرمانده با نیروها روی ناو هواپیمابر. سوم دسامبر 2016




هلیکوپتر نظامی برای بررسی منطقه پیش از حمله(عملیات آزمایشی). نهم مارس 2017




خدمه پرواز هرکول C-130 سی‌وششمین ابر هواپیمای ارتش. پنجم دسامبر 2016




یکی از نیروهای امنیتی سی‌صدوهشتادمین پایگاه نظامی آمریکایی که کنار برج مراقبت درحال نگهبانی در جنوب غرب آسیا است. چهاردهم نوامبر 2016 




پرواز هواپیمای F35 از پایگاه Davis-Monthan. پنجم مارس 2016




یکی از سربازان ارتش آمریکا که در شهر هوهنفلز آلمان برای برقراری امنیت اعزام شده است. بیست‌ویکم ژانویه 2016




جان استوارت(کمدین آمریکایی) با نیروهای ارتش. پانزدهم جون 2016




یکی از سربازان درحال آموزش دیدن نظامی در اوکیناوا ژاپن. هفدهم فوریه 2017




تشویق سرباز عمانی توسط یکی از فرماندهان ارتش پس از هدف‌گیری دقیق. نوزدهم فوریه 2017




اردوی تحمل سرمای زیاد در نروژ.




اهدای مدال افتخار در کاخ سفید به یکی از فرماندها ارتش توسط باراک اوباما(رئیس جمهور وقت آمریکا). هجدهم جولای 2016 




عملیات آزماشی جدا شدن از ناو و حرکت با قایق بادی. بیست‌ونهم آگوست 2016




تمرین ورود با انفجار و مراقبت 2 نفر جلویی از سایرین در آریزونا. سی‌ام مارچ 2017




تمرین پریدن از هواپیما و فرود در نقطه مشخص شده در هاوایی. هجدهم اکتبر 2016




یکی از سربازان که مدال شجاعت گرفته و دستان او در مبارزه از بین رفته است در حال پرتاب گوی. دهم می 2016 




افسر کلاس سوم ارتش در حال بررسی بال سمت چپ EA-18G. یازدهم دسامبر 2016 




مراسم خداحافظی با یکی از سربازان ارتش که در راه نجات جان فرمانده‌اش کشته شد اما جان چندین نفر را نجات داد. شانزدهم جون 2016 




یکی از تمرینات آزمایشی در زمان بحران که فلکه آتش نشانی دچار مشکل شده است در جنوب ژاپن. پنجم مارس 2017




ری چاوز 104 ساله مسن‌ترین بازمانده از Pearl Harbor است که زنگ آزادی را به صدا در آورد. هشتم آوریل 2016




تمرینات بدنسازی سربازان روی کشتی‌های ارتش. هجدهم سپتامبر 2016




دنیل سن میگوئل یکی از تعمیرکاران ارشد هواپیمای F16 آمریکا در افغانستان. 




آزمایش موتور یک فضاپیما توسط دنیل سن میگوئل. چهارم فوریه 2016




آموزش سگ‌های ارتش برای دست دادن با نظامیان. چهاردهم جون 2016




تک تیرانداز آمریکایی با اسلحه M-110. چشمان این اسنایپر از دوربین سلاح مشخص است. دوازدهم ژانویه 2017




آموزش نظامیان برای شنا با دست و پای بسته. بیست‌ونهم جون 2016




پریدن فرمانده از هلیکوپتر در ژاپن. دوم مارس 2016




حرکت ناو هواپیمابر آمریکا در دریای عرب. سوم مارس 2017 




حرکت نمایشی تیم هوایی ارتش با ایجاد دیوار آتش. هجدهم مارس 2017




تمرین و آموزش کار با اسلحه برای نیروهای هوایی. بیست‌ودوم سپتامبر 2016




حرکت نمایشی با اسلحه در مراسم یادبود کشته‌شدگان ارتش. دوم مارس 2017




استراحت نیروهای ارتش آمریکا و فرانسه پس از یک روز درگیری آزمایشی در جیبوتی. شانزدهم مارس 2016




تمرین کار با دستگاه پرتاب موشک در جیبوتی. پنجم ژانویه 2017




پرتاب موشک ضدتانک خودکار که خودش هدف را شناسایی و نابود می‌کند. بیست‌ونهم جولای 2016




[ad_2]

لینک منبع

نکاتی کاربردی برای موفقیت در مدیریت تیم فروش

[ad_1]

اگر شما به عنوان صاحب یک کسب و کار از نتایج عملکرد تیم فروش خود، ناراضی هستید. باید با این واقعیت تلخ روبرو شوید که مدیران فروش مناسبی را برای خود انتخاب نکرده‌اید. بنابراین باید یک بازنگری کلی در مدیریت تیم فروش انجام دهید. به گفته متخصصان این امر :

ممکن است بهانه‌های مختلفی را برای توجیه عملکرد ضعیف، از کارکنان قسمت فروش بشنوید. اما با اطمینان می‌توان گفت که هیچ عذری برای نتیجه‌گیری ضعیف تیم فروش مورد قبول نیست.

در این مطلب، نکاتی را در رابطه با مدیریت تیم فروش برای صاحبان مشاغل، مدیران فروش و یا کسانی که در پی علت یابی نتایج ضعیف و ناامیدکننده تیم فروش خود هستند، مطرح می‌کنیم. با مطالعه این موارد، می‌توانید علت بی‌انگیزگی و تنبلی تیم فروش خود را نیز شناسایی کنید.

نکاتی کاربردی برای مدیریت تیم فروش

۱) برای فعالیت‌های معمول و تکراری، دستمزد کمتری پرداخت کنید.

فروش محصول به مشتریان قدیمی و همیشگی آسان است. تنها نکته مهمی که برای ادامه این نوع از فروش باید مورد توجه واقع شود، بالا نگه داشتن کیفیت محصول است. اما از این که مقدار تولید محصول خود را در حد ثابت نگه دارید و فقط با مشتریان ثابت داد و ستد داشته باشید، اجتناب کنید. کارکنان تیم فروش را تشویق کنید که بیشتر تلاش کنند و مشتریان جدیدی جذب کنند. در این صورت مقدار فروش محصول و به تبع آن سود شرکت نیز افزایش خواهد یافت. در حالت کلی، جذب مشتری جدید بهتر از منتطر ماندن برای مشتریان ثابت و همیشگی است.

۲) دستمزد کارمندان فروش را بر اساس میزان فروش آن‌ها نپردازید.

به کارمندانتان بر اساس مقدار فروشی که داشته‌اند، حقوق پرداخت نکنید. بلکه بهتر است میزان حقوق دریافتی آن‌ها باید بر پایه مقدار سود خالصی باشد که برای شرکت جمع آوری می‌کنند. اگر این کار را انجام دهید، کارمندان شما همواره حساب مشتریان را چک می‌کنند تا مطمئن شوند آن‌ها بدهی و قرض خود را سر موعد مقرر پرداخت می‌کنند. از مزایای این روش، تمرکز هرچه بیشتر کارمندان فروش بر روی مشتری‌ها است. اگر این نکته را در مدیریت تیم فروش رعایت کنید، همواره سرمایه در گردش کافی در کسب و کار وجود خواهد داشت.

۳) بیش از حد، خوش رفتار نباشید.

رعایت این نکته در مدیریت تیم فروش بسیار مهم است. شما کارمندان تیم فروش را استخدام کرده‌اید تا برای شما کار کنند، نه این که با شما دوست شوند. رابطه شما باید بر پایه احترام متقابل باشد. خوش رفتاری با اعضای تیم فروش را کنار بگذارید و از آن‌ها بخواهید بر روی کیفیت کارشان تمرکز کنند.

۴) کارمندان تیم فروش را در جریان جزئیات تمام توافق‌نامه‌ها قرار ندهید.

هر چند ممکن است در نگاه اول این مورد برای شما تعجب‌آور باشد. اما رعایت این نکته در مدیریت تیم فروش ضروری است. زیرا در این صورت کارمندان از جزئیات حساس و کلیدی کسب و کار شما آگاه نمی‌شوند. در نتیجه نمی‌توانند از این مسایل به نفع خود، سو استفاده کنند.

مدیریت تیم فروش

برای موفقیت عملکرد مدیریت تیم فروش خود کارمندان تیم فروش را در جریان جزئیات تمام توافق‌نامه‌ها قرار ندهید.

۵) تنها از طریق تیم فروش با مشتریانتان ارتباط برقرار نکنید.

به عنوان صاحب یک کسب و کار باید از روش‌های مختلفی با مشتریان خود ارتباط برقرار کنید. در این صورت، مشتریان نسبت به شرکت شما، وفادار باقی می‌مانند. برای این کار می‌توانید از مسئولان ارشد تیم فروش خود بخواهید مشتریان کلیدی کسب و کار شما را انتخاب کنند. سعی کنید همواره با مشتریان کلیدی خود در تماس باشید و آن‌ها را به صرف ناهار و یا شام دعوت کنید. این کار باعث ایجاد همدلی در مشتری می‌شود.

۶) با آموزش های لازم مهارت‌های تیم فروش خود را توسعه دهید.

تخصیص امکانات به تیم فروش کافی نیست. بلکه باید در خصوص ویژگی‌های محصول و خدمات و نحوه ارزیابی نیز به آن‌ها آموزش داد. هر محصول و خدماتی ویژگی‌های منحصر به فردی دارد. در صورتی که مدیر سازمان از این ویژگی‌ها، درک و ارزیابی درستی نداشته باشد، حتما آموزش تیم فروش به شکست خواهد انجامید. ممکن است فروشنده‌ها قابلیت و مهارت لازم را داشته باشند، اما قادر به استفاده از آن نباشند. مدیریت با جهت دهی، مربی گری، ارائه برنامه راهنما و بالا بردن اعتماد به نفس اعضای تیم فروش می‌تواند از تمام مهارت‌ها و استعدادهایشان استفاده کند. پس به منظور مدیریت تیم فروش، جلساتی را نیز برای آموزش آن‌ها برگزار کنید.

در پایان می‌توان گفت بهترین پیشنهاد برای مدیریت تیم فروش برای صاحبان کسب و کار این است:

اگر به دنبال بخشیدن جانی تازه به تیم فروش خود هستید، کارمندانی را استخدام کنید که عاشق این کار هستند. این افراد هیچ گاه برای توجیه عملکرد ضعیف خود، بهانه تراشی نمی کنند.



[ad_2]

لینک منبع