[ad_1]
خبرگزاري آريا - چه اهل فوتبال باشيم و چه نباشيم، چه به اين ورزش علاقهمند باشيم يا متنفر، نميتوان از ظرفيتهاي مخاطبپذيري اين ورزش براحتي گذشت يا آن را انکار کرد. اگر با نگاه رسانهاي هم به اين مقوله بنگريم بدون شک فوتبال يک ظرفيت دائمي و منبع هميشگي جذب مخاطب است. اين مساله نه فقط در پخش زنده مسابقات که نسبت با برنامههاي مرتبط با آن هم صدق ميکند.
پرمخاطب بودن «نود» را گرچه به عادل فردوسيپور به عنوان مجري برنامه نسبت ميدهند، اما موضوع برنامه را نبايد دستکم گرفت. قطعا اگر فردوسيپور با همه تواناييها، مجري ورزش ديگري بود، به اندازه برنامه نود نميتوانست مخاطب داشته باشد. مصداق اين سخن و اينکه فوتبال يک مرجع مهم مخاطبپذيري رسانهاي است را ميتوان در پخش زنده قرعهکشي جام جهاني جستوجو کرد.
شايد بگوييد دليل مساله، اهميت اين مسابقه و رخداد است اما سوال ايناست که آيا اگر اين قرعهکشي درباره مثلا ورزش دوچرخهسواري هم بود تا اين حد مخاطب داشت؟ واقعيت اين است از هر نظر که به اين موضوع نگاه کنيم، ماهيت خود فوتبال و جايگاهي که در بين ورزشها دارد به آن قابليت بالاي مخاطبپذيري ميبخشد و هر جا سخن از فوتبال باشد، قطعا پاي تعداد زيادي مخاطب هم در ميان است. حالا اين مساله را بگذاريد در کنار اهميت جذب مخاطب براي رسانهها. هر رسانهاي تمام تلاش خود را ميکند تا طيف بيشتر و متنوعتري از مخاطبان را جذب خود کند و اساسا رسانهها با حضور مخاطبانش، موجوديت و اعتبار پيدا ميکنند، لذا سرمايهگذاري براي جذب مخاطب بيشتر را نميتوان هزينه اضافي و ريخت و پاش دانست.
بديهي است اين هزينه کردن بايد متناسب با وزن برنامه و رسانه هم باشد. حالا با اين مقدمه ميتوان به طرح اين پرسش يا پاسخ به برخي انتقادها پرداخت که درباره حضور لوييز فيگو در برنامه پخش زنده قرعهکشي مطرح شد. شايد در نگاه اول هزينهاي که براي حضور فيگو در اين برنامه مطرح شده، زياد به نظر برسد اما واقعيت اين است که بايد هزينه را نسبت با فايده آن سنجيد و اين ساز و کار را نسبت به جايگاه برنامه، تعداد مخاطبان آن و نقشي که ميتواند حضور بازيگري در جايگاه فيگو نه فقط در جذب مخاطب که در اعتباربخشي به فوتبال ايران بگذارد، سنجيد. حضور بازيکن حرفهاي و جهاني در يک برنامه تلويزيوني در ايران که موضوع آن هم جام جهاني است، ميتواند به فوتبال ملي ما اعتبار رسانهاي ببخشد.
قطعا اين حضور بازتاب فرامرزي خواهد داشت و نگاه کشورهاي ديگر را هم متوجه ايران خواهد کرد. از سوي ديگر بايد بپذيريم برنامهسازي تلويزيوني و جذب مخاطب بويژه با توجه به رقابت رسانهاي که در جهان امروز حاکم است در همه کشورهاي دنيا، امري پر خرج و هزينه است و گاهي از آن گريزي نيست. البته يک برنامه خوب تلويزيوني نميتواند به جاذبههاي بيروني اتکا کند و بايد از عناصر و مولفههاي کمهزينهتر بهره ببرد، اما مساله اين است که تمهيداتي از اين دست يک امر هميشگي نيست و اين فرصت رسانهاي مثل پخش زنده قرعهکشي جام جهاني هم هميشه
اتفاق نميافتد.
به هر حال يک برند تلويزيوني براي ارتقا و افزايش اعتبار خود لازم است که گاهي دست به جيب ببرد و فراتر از عرف معمول هزينه کند. اين سرمايهگذاري در ذات خود نوعي احترام به مخاطب هم دارد و نشان از اهميتي است که يک برنامه به مخاطبان خود ميدهد.
سيدرضا صائمي
[ad_2]
لینک منبع