[ad_1]
خبرگزاري آريا- آنچه که عربستان سعودي و امارات متحده عربي در صددند انجام دهند، اين است که با سود جستن از انتخاب ترامپ به گذشته بازگردند و تاريخ را بازنويسي کنند.
به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري آريا، بنيامين بارت، خبرنگار روزنامه لوموند (فرانسه) در مصاحبه اي با نويسنده کتاب آينه شيوخ، به ابعاد مختلف بحران قطر پرداخت.
پژوهشگر الکساندر کازروني ريشه هاي تنش بين دو کشور که به قطع همه مناسبات آن ها از اوايل ژوئن انجاميده، تجزيه و تحليل مي کند.
الکساندر کازروني، کارشناس سياسي و پژوهشگر دانش سراي عالي، کارشناس مسايل سلطان نشين هاي حاشيه خليج فارس است. او به تازگي کتاب «آينه شيوخ» را منتشر کرد. کتاب موزه و سياست در اميرنشين هاي خليج فارس، به مطالعه راهبرد نفوذ فرهنگي دوحه و ابوظبي پرداخته است. او به تجزيه و تحليل علل بحراني که قطر را در برابر عربستان سعودي و امارات متحده عربي قرار مي دهد، در روزنامه لوموند پرداخته است.
در اوايل ژوئن اين دو کشور همه روابط ديپلماتيک و اقتصادي خود را با قطر قطع و دوحه را به خوش خدمتي به ايران و جنبش هاي «تروريستي» در خاورميانه متهم کردند. از نظر کازروني، ريشه هاي اين رويارويي را بايد در خودداري عربستان از اجازه دادن به اميرنشين هاي خليج [فارس] براي خارج شدن از مدار ديپلماتيک و فرهنگي آن، پس از نخستين جنگ خليج [فارس] در سال ١٩٩١، جستجو کرد.
روزنامه لوموند - ريشه هاي اين بحران کدامند؟
کازروني – ريشه هاي اين بحران به اشغال کويت توسط نيروهاي عراقي در سال ١٩٩٠ برمي گردد. اين رويداد نقطه عطف واقعي در منطقه بود. در سال ١٩٨١ کشورهاي حاشيه خليج فارس - کويت، قطر، بحرين و امارات متحده عربي - براي تضمين امنيت خود در برابر ايران انقلابي، عضويت در شوراي همکاري خليج [فارس] را پذيرفتند. اين امر مستلزم اين بود که از بخشي از حاکميت خود چشم پوشي کنند. اداره اين اتحاديه منطقه اي تحت سلطه عربستان سعودي بود و به ويژه در طول سال هاي ١٩٨٠ شوراي همکاري خليج [فارس]در بين جوانان کشورهاي عضوي اين شورا گسترش سلفي گري سعودي را تسهيل کرد.
چگونه؟
از طريق دانشجويان کويتي، بحريني و اماراتي که براي تحصيل به رياض مي روند. کشورهاي کوچک خليج [فارس] در ازاي اين چشم پوشي از حاکميت بايد تحت حمايت عربستان سعودي که تنها کشور منطقه است که در آن زمان روابط نزديکي با آمريکا داشت، قرار مي گرفتند. اما ناگهان در سال ١٩٩٠ در برابر ورود نيروهاي صدام حسين به کويت، آنها متوجه اين واقعيت شدند که اين پيمان نقش خود را ايفاء نمي کند.
چگونه آنها واکنش نشان دادند؟
امير کويت، شيخ صباح پول هنگفتي را در زمينه روابط عمومي هزينه کرد. بايد ماجراي جنين ها را يادآوري کرد. گفته شده است که نوزادان نارس کويتي توسط سربازان عراقي از جنين خود بيرون کشيده مي شدند. يک آژانس روابط عمومي اين ماجرا را تهيه کرده بود. اما اين ماجرا تأثير زيادي در غرب داشت. حاکمان اميرنشين هاي حاشيه خليج فارس متوجه شدند که تنوع بخشيدن به مشتريان خود ضروري است. تجار اسلحه و شرکت هاي نفتي ديگر کافي نيستند. بايد توجه کساني که افکار عمومي غرب را شکل مي دهند يعني هنرمندان، ورزشکاران، دلالان آثار هنري و دانشگاهيان ...را به خدمت بگيرند.
آيا اين منشاء سياست نفوذ فرهنگي آنهاست؟
دقيقاً عقيده گشايش موزه در دوحه [آنچه که در سال ٢٠٠٨ با موزه هنرهاي اسلامي انجام شد] در برابر به آتش کشيده شدن موزه ملي کويت توسط ارتش عراق، در ذهن حمد بن خليفه آل ثاني، امير آينده قطر، در سال ١٩٩١ به وجود آمد. اين سياست به حاکمان کوچک خليج [فارس] کمک خواهد کرد تا جامعه خود را «سلفي زدايي» کنند و سهم حاکميت فرهنگي را که در سال هاي ١٩٨٠ از دست داده بودند، دوباره به دست آورند. اين امر به ويژه در قطر تحقق يافت. قطر که تنها کشور حاشيه خليج [فارس] با اکثريت مذهب حنبلي بود [محافظه کارترين مکتب فکري اسلام سني] از سلفي گري تحميل شده از سوي رياض بيشترين آسيب را تحمل کرده است.
به طور قطع عربستان سعودي نگرش خوبي به آن ندارد...
البته، تا جايي که حمد به آمريکا پيشنهاد کرد که در سرزمينش پايگاه نظامي مستقر کند. او با ديدن برخاستن هلي کوپترهاي آمريکايي از دوحه در طول جنگ خليج [فارس] اين نظر را داشت. (پايگاه العديد که از اوايل سال هاي ٢٠٠٠ شروع به فعاليت کرد).
بدين ترتيب سعودي ها در صددند از ورود وي جلوگيري کنند و سپس خود را در قدرت حفظ کنند. آنها از شاهزاده عبدالعزيز، برادر ناتني حمد که از سال ١٩٧٦ تا کنون وليعهد بود، به عنوان نامزد جانشيني امير خليفه که از سال ١٩٧٢ بر سر قدرت بود، حمايت کردند.
در سال ١٩٩٢ يک درگيري در مرز دو کشور در الخافوس روي داد. دو سرباز قطري کشته شدند. در سال ١٩٩٥ حمد با سرنگون ساختن پدر خود قدرت را به دست گرفت. اما در سال ١٩٩٦ جناح طرفدار خليفه بيهوده کوشيد با حمايت عربستان سعودي دست به ضد کودتا بزند. زيرا در قطر بود که دخالت سعودي در ماجراي سياسي همسايگان آنها بيشتر احساس مي شد.
با چه نتيجه اي؟
اين امر تصميم شيخ حمد را در نزديک شدن به غربي ها تقويت کرد. اما نه فقط غربي ها. روابط به نسبت خوب قطر با ايران تا حدي به اين خصومت با رياض انجاميد. وانگهي قطر براي کاهش فشار فرهنگي سعودي از برگ برنده اخوان المسلمين سود جست تا آن جا که تلاش کرد از سال ٢٠١١ تا ٢٠١٣ آنها را در مصر به قدرت برساند.
به عبارت ديگر پيشينه بحران شوراي همکاري خليج [فارس] به يک ماه پيش برنمي گردد...
شوراي همکاري خليج از سال ١٩٩١ در حال از بين رفتن است. از اين زمان تا کنون فقط باعث تفرقه شده است. رياض قصد ندارد اجازه دهد سرسپردگانش خود را آزاد کنند. آنچه که عربستان سعودي و امارات متحده عربي در صددند انجام دهند، اين است که با سود جستن از انتخاب ترامپ به گذشته بازگردند و تاريخ را بازنويسي کنند.
[ad_2]
لینک منبع